

میدان آبیاری

رودخانه مهاباد

رودخانه مهاباد(پل محمودکان-تازه)

رودخانه مهاباد(کوه قولقلاغ در سمت چپ عکس)


8


6

عکس پایین:رودخانه مهاباد-سال1318
گرفته شده از صفحه فیس بوک:



آتش سوزی در بازار قیصریه مهاباد-دهه 40

میدان محمودکان(توحید)



آب رودخانه از ارتفاعات مهاباد،سردشت و پیرانشهر(مام سوار-کانی ره ش-هه واره با) سرچشمه گرفته و از به هم پیوستن دو شاخه اصلی بیطاس و ده بکر به وجود می آید. پس از گذشتن ازشمال غربی مهاباد در شمال روستای خورخوره، وارددریاچه ارومیه می شود . بر روی این رودخانه در سال 1348 سد مهاباد احداث گردیده که علاوه بر تولید برق، آب مشروب شهر را نیز تامین می کند.سد انحرافی دیگری در 5کیلومتری مهاباد در نزدیک روستای یوسف کندی ،جهت آبیاری زمینهای کشاورزی ساخته شده است .جریان آب این رودخانه از داخل شهر مهاباد و احداث چندین پارک (ملت،سید قطب و ....)در کنار آن ،زیبایی سحر انگیزی به این شهر دیدنی بخشیده است.


تالاب کانی برازان در قسمت شمالی حوزه آبریز رودخانه های مهاباد و سیمینه رود واقع است که در شمال و شرق روستای قره داغ گستره شده و تا تالاب گروس امتداد می یابد
احداث زهکشی اصلی ساحل راست شبکه آبیاری مهاباد ،تالاب کانی برازان را از بقیه اراضی تالابی مجاور جدا کرده است.که روند شکار غیر قانونی و برداشت گیاهان آبی از آن جمله (نی) و(جگن)هنوز ادامه دارد.چرای بی رویه زمینهای اطراف وتخریب زیستگاه های جانداران به دست انسان ،عبور جاده های شهری از میان تالاب ها،شکار بی رویه حیات وحش، برداشت علوفه آبی و گسترش جوامع و شهرهای اطراف با حذف گونه های گیاهی وجانوری خطری جدی برای موجودیت این تالا بها هستند.
مساحت و محدوده
این تالاب از شمال به کانال قرهداغ و زمینهای پست و شورهزار، از مغرب به تپههای مرتفع و نیمهمرتفع قره داغ، از شرق و شمال شرقی به کانال «بفروان» و زمینهای پست شوره زار و با شیب حدود صفر که در موقع پرآبی همراه با بالا آمدن آب دریاچه ارومیه زیرآب رفته و آب دریاچه از طریق کانال مزبور وارد تالاب میشود و از سمت جنوب به زمینهای کشاورزی و چمنزارها و زمینهای پستشورهزارروستای بفروان با شیب صفر تا 2 درصد محدود میشود. مساحت این تالاب 80 هکتار است. عمق متوسط این تالاب 60 سانتیمتر و حداکثر عمق آن 120 سانتیمتر است.
زمین شناسی ـ ژئومورفولوژی و رسوب شناسی
این تالاب در بالای جاده مهاباد ـ میاندوآب قرار دارد و دارای ساختار زمینشناسی به شرح زیر است :
کامبرین (EM)
این نهشتهها که در قسمت شمال شرقی مهاباد واقع شده است، دارای وسعت نسبتاً زیاد بوده و حاوی دولومیت، آهکهای دولومیتی لایهای و آهک میباشد. رنگ این رسوبات عمدتاً خاکستری تیره و متبلور بوده و حاوی باندهای نازک چرتی میباشد. در آهکهای این منطقه آثاری از فسیلها دیده میشود ولی قسمتی که ماکروفسیل بصورت بسیار آشکار و واضح بدست آید، به چشم نمیخورد. در بعضی از این قسمتها آهک همراه ماسه سنگها و شیلها میباشد. سن این نهشتهها کامبرین میانی تا بالایی میباشد.
پرمین
رسوبات پرمین که در این منطقه در مناطقی که بر روی تشکیلات کامبرین و پرکامبرین بصورت دگرشیبی قرار گرفتهاند، دارای ضخامت نسبتاً زیادی میباشند و در مناطقی دیگر بصورت رورانده بر روی سنگهای جوانتر قرار گرفتهاند.
این نهشتهها را میتوان به دو قسمت در این بخش تقسیم کرد: نوعی از نهشتهها که دارای ضخامت کم تا حداکثر400 متر میباشد، شامل ماسه سنگ کوارتزیت بوده که رنگ آنها قرمز تا سفید و شیری میباشد که در بعضی از نقاط این نهشتهها بطور محلی همراه کنگلومرا و رسوبات شیلی و سیلتستون بوده که گاهاً در شیلهایی که در قاعده قرار گرفتهاند، ناخالصیهای لاتریتی دیده میشود که در نقشه این منطقه با علامت pd مشخص شده است که تقریباً مشابه تشکیلات دو رود میباشد.
نوع دیگری از نهشتهها شامل آهک و آهک دولومیتی است که دارای ضخامت بیشتری از تشکیلات pd بوده و رنگ آنها تیرهتر و در موارد کمی شیری و روشن میباشد. این تشکیلات را میتوان معادل سازند روته در نظر گرفت که در نقشه با علامت Pr مشخص میشود. بطورکلی رسوبات پرمین برخلاف سایر رسوبات بطور گسترده، چه از نظر سطحی و چه از نظر حجمی در منطقه به چشم میخورد.
در پرمین سنگهای دیگری نیز دیده میشود. این سنگها که شبیه به گرانیت بوده ولی با توجه به کم بودن مقدار کوارتز میتوان آنرا سینت نامید که در بخش جنوب شرقی با وسعت نسبتاً کم در حدود چندین کیلومتر مربع گسترش دارد. در این سنگ مقدار فلدسپاتها بیشتر از نوع پلاژیوکلازهای سدیم و فلدسپاتهای نوع پتاسیمدار کم میباشد. به همین خاطر اکثراً رنگ نوع پلاژیوکلازهای سدیمدار و فلدسپاتهای نوع پتاسیمدار کم میباشد. به همین خاطر اکثراً رنگ این سنگها بدون در نظر گرفتن نوع کانیهای تیره شیری میباشد و سنگهای صورتی در آن کمتر یافت میشود. در بعضی از مناطق به علت هوازدگی برونزدهای سنگی بخشی از سینتها که سن آنها پرمین بوده، بصورت واریزهایی در جهت شیب دامنه بر روی همدیگر در اندازههای مختلف انباشته شده است که بعضی به علت هوازدگی شیمیایی زیاد فلدسپاتها و کانیهای تیره که بیشتر از نوع بیوتیت میباشند، جلای خود را از دست دادهاند.
الیگومیوسن
این تشکیلات به سن الیگومیوسن شامل رسوبات مارنی به رنگ خاکستری و سبز که گاهاً بعلت زیاد بودن مواد رسی و ترکیبات آهن دار متمایل به قرمز تا آجری نیز میباشد. همراه این نهشته کنگلومراها و گاهاً لایههای نازکی از آهک به ضخامت چند سانتیمتر تا چندین متر در بین این لایههای آهکی دیده میشود که از نظر وجود ماکروفسیل بسیار ضعیف بوده و دارای نفوذپذیری زیادند. این نهشتهها در بعضی از مناطق بسیار ناپایدار میباشند. بطوریکه در قسمتهایی بصورت واریزه به طرف سرازیری ریخته و بر روی همدیگر انباشته شدهاند. ضخامت این رسوبات در بعضی از قسمتها چندین متر، خصوصاً در کناره جاده تا بیش از 80 متر میرسد.
کوارتز (Qt)
این رسوبات شامل تشکیلات کواتزتر می باشد که بصورت رسوبات آبرفتی و مخروط افکنههای سیستم قدیمی در ارتفاع بالاتر قرارگرفتهاند و شامل کنگلومراهایی میشوند که با توجه به عدم عامل دیاژنتیکی مؤثر غالباً بصورت واریزههایی به طرف پایین سرازیر شدهاند.
هیدرولوژی
آب این تالاب دائمی بوده و از بارش مستقیم و روان آبهای سطحی تپههای مجاور و همچنین چشمههای خودجوش کرانه غربی تأمین میگردد. بالا آمدن آب دریاچه ارومیه در سالهای اخیر باعث نفوذ آب شور به داخل تالاب از قسمت شمال شرقی شده است و وضعیت آبی تالاب در شعاع وسیعی همراه با نوسانات آب دریاچه ارومیه تغییر مینماید و افزایش و یا کاهش آب دریاچه ارومیه در ارتفاع آب و مساحت آن تأثیر میگذارد. از جمله مهمترین تأثیرات پیشروی و عقبنشینی آب دریاچه ارومیه، خشک شدن نواحی اطراف کانال قرهداغ و زمینهای پست کنارههای ساحلی شمال و شمال غربی و شرقی است. زمینهای بجا مانده از پیشروی و پس روی آب به شورهزار تبدیل شدهاند وگیاهان نمک دوست به سرعت در این زمینها جایگزین میشوند. پیشروی آب شور به داخل تالاب سبب میگردد که تداخل آب شور و شیرین با وزن مخصوصهای متفاوت بوجود آید و دو قشر جداگانه از آب در جریان مخالف یکدیگر پدید آیند. بطوریکه آب شیرین تالاب که سبکتر است در لایه سطحی به طرف دریا و آب شور که سنگینتر است از قسمت زیر به طرف تالاب حرکت کند. این فرآیند تأثیرات بسیاری برکل سیستم تالاب گذاشته و فلوروفون و رسوبات تالاب را دچار دگرگونی نموده است.
دسترسی
در امتداد جاده ارومیه به میاندوآب از طریق کمربندی دارلک به پل دارلک میرسیم که روی رودخانه مهاباد احداث شده است. بعد از عبور از این پل در امتداد جاده آسفالته باریکی در امتداد ساحل رودخانه مهاباد حدود 9 کیلومتر به جلو میرویم و سپس جاده شوسه به طول 10 کیلومتر را طی میکنیم و بعد از گذشتن از روستای قرهداغ و تپههای مشرف به آن به محدوده تالاب میرسیم.


منبع:اینترنت-مهرداد رامیدی نیا
یکی ازآثار کهن وباستانی بسیار ارزشمند و با شکوهِ بازمانده از
حکومت{مانناییها mannaeans} در مهاباد که با گذشت هزاران سال همچنان استوار
و پا بر جاست،آتشکده ی کهن و خاموش برده کنته می باشد.محوطه باستانی برده
کنته در فاصله ی حدود 6 تا 7 کیلومتری شمال شهر مهاباد بر سر راه مهاباد به
ارومیه و در نزدیکی روستای یوسفکند واقع شده است.
بنای برده کنته بر
دشت و ویرانه های{شارویران sharwiran = شهر ویران} می نگرد و در 5کیلومتری سمت راست روستای {دریاز} یا { دریاس} قرار گرفته که بطلمیوس
یونانی نیز از آن با نام { داریوسا daryusa} به عنوان یکی از شهر های ماد
یاد کرده است (نک به: رامیدی نیا،1381،پژوهشی پیرامون شهر ویران) و نیز
مشرف بر دخمه و آرامگاه ماننایی- مادی؟{ فقره قا faqraqa } یا { فخریکا
faxrika} (505-807 : ق.م) می باشد .
آتشکده ی برده کنته محوطه ای
است سنگی با پله های سنگی بیشمار کنده شده به دور آن.این محوطه ی باستانی
مربوط به هزاره قبل از میلاد میباشد، یعنی روزگار شکوه و قدرت مانناییها در
این منطقه. تا کنون هیچ نوشته ای یافته نشده که بر ما معلوم دارد نام اصلی
این بنا چه بوده است.ساکنان شهرویران این بنا را برده کنته می خوانند که
اشارتی است به قداست سنگ در باورهای مردمان این سرزمین.(رامیدی نیا،مهرداد،
1379،هفته نامه ی رصد)
برده کنته لغت مرکب کردی است متشکل از سه
کلمه{ برد bard} به معنای سنگ و کن kon}} به معنای حفره و گودال و سوراخ و
{ته} پسوند داشتن که در مجموع معنای سنگ حفره دار را می دهد که طبیعتن اسم
بی مسمایی نیست.(پدرام،محمود،1373 ،تمدن مهاباد).
البته
کن در زبان کردی میتواند معنای دیگری هم داشته باشد،شاید کن kun به معنای
کهن و دیرین باشد یعنی اینکه برده کنته دو معنی میتواند داشته باشد:اول سنگ
حفره دار و سوراخ و دیگر سنگ کهن و دیرین.
این بنا از جمله
مکانهای بزرگ ومقدس شهر باستانی داریوسا یا شهرویران کنونی بوده و برای
مردم و ساکنین این شهرمکانی بسیارمورد احترام و مقدس بوده است و همواره
درآنجا مراسمات ویژه و آیینی خویش را برگزار می کرده اند (رامیدی
نیا،مهرداد،1381،جام جم).
نمای عمومی این اثر و آنچه از ظواهر امر
بر می آید به احتمال نشانگر{قربانگاه} مشابه با زیگورات بوده و پلکانهای
خشن یادآور معماری کهنی است که بیشتر می نمایاند مربوط به هزاره ی اول قبل
از میلاد باشد.این آتشکده ی کهن شامل چند قبر صخره ای و یک دخمه با دژ
ورودی یکی به صورت عمودی و دیگری به صورت افقی و چند ردیف پلکان است که دور
تا دور بنا کشیده شده است.
در میان این بنا حفره ای مستطیل شکل
حجاری شده است (پدرام،محمود،همان) محتمل است در اجرای مراسمات آیینی آتش
مقدس را در داخل این حفره روشن کرده باشند و در دور تا دور بنا با نظم و
ترتیب خاصی بر روی پلکان های کنده شده که بسیار خشن و ابتدایی هستند نشسته و
و به برگزاری دعا و اجرای مراسمات ویژه ی خویش پرداخته باشند .(رامیدی نیا
مهرداد1381،جام جم).
شاید در این آتشکده ی خاموش همراه با
مراسمات و نیایشهای ویژه قربانیهایی هم به پیشگاه خدای یاخدایان شهر تقدیم
شده باشد. به راستی روشن نیست که ساکنان این کهن شهر چه کیش و آیین و
اعتقاداتی داشته اند.آیا این دعا و نیایش ها برای خدای پاک اهورامزدا صورت
می گرفت یا دیگر خدایان ناشناخته ی این شهر دیرین و فراموش شده؟ پیرامون
باستانشناسی و تاریخ،فرهنگ،هنر و کیش مانناییها کاستیها و نارساییها بسیاری
به چشم می خورد.
داوری درباره ی دین مانناها از روی متون آشوری و
پاره ای از این نامها در این متون آشکار است کلمه ی{ ایلانی Ilani} به
معنای خدایان در کتیبه های شاهان آشوری دیده می شود. در باره ی شکل بت های
آنان تا حد زیادی از مفرغهای لرستان و تصاویر منقوش بر یافته های شهر
باستانی{ زیویه Ziwiyyeh }در ماننا میتوان قضاوت کرد بر روی هم
مدارک نشان می دهد که کیش سرزمین های غربی ماد قدیم بیشتر با دین هوریانی ها و تا اندازه ای آشوریان از یک نوع بوده است. (بهزادی،رقیه،1382).
به نظرمی رسدکه ساکنان شهرداریوسا همچنانکه اشاره شد دراجرای مراسمات
آیینی خویش آتش مقدس را در این آتشکده برافروخته باشندوبه پیشگاه خدایانشان
دعاونیاز برده باشند. نور{آتش} آب باد وخاک یاهمان عناصرچهارگانه
درنزدآنها بسیارمقدس بوده چراکه اکنون نیزبا گذشت هزارواندی سال از پیدایی
کیش اسلام هنوزاین اعتقادات ومقدسات دیرین درباورهاواذهان انسان کردباقی
مانده است. درکردستان هنوزهستند کسانی که به نور و روشنایی سوگند میخورند.
نیزدرمنطقه ی{منگوران Mangoran} دراطراف مهابادهستند کسانی که به رود
پرخروش {داغه{Daqe در همان منطقه سوگند می خورند که این نیز ریشه درباورها و
آیینهای کهن و اساطیری این منطقه داشته ونشان دهنده احترام وقداست آب
ودیگر عناصراست در نزد آنها.(رامیدی نیا مهرداد1381 جام جم).
با
دقت درکنده کاریهای کوه می توان گفت که این اثر به طور کلی به مراسم مذهبی
اختصاص داشته وصخره ی مقابل آن که اکنون جاده ی مهاباد از میان آن می گذرد
به تدفین مسئولان عبادتگاه تعلق داشته است. در ارتفاع صخره ای نخست دو نوع
مراسم مذهبی اجرا می شده که یکی از این دو در فضای آزاد وبر روی کوه ودیگری
در ارتباط با دخمه ی کنده شده در دل صخره بوده است.آنچه از قرائن بر می
آید محدوده ی این اثر بیش از حد فعلی بوده که در اثر کشیدن جاده ی آسفالته
قسمتی از[این] اثرازبین رفته ولی بقایای حکاکی دیواره ی غربی در دست چپ
بریدگی هنوز مشهود است.(پدرام ،محمود ،همان). پلکانهای متعدد ودایره وار در
چندین ردیف این بنا را فرا گرفته است وجای افروختن آتش نیزدرمرکز این بنا
حجاری شده است.ارتفاع این پلکانهای خشن یکسان نیست مقدار
تقریبی­{85-هشتادوپنج}پله محاط برسه
جهت تپه مذکور است که احتما لا تپه محل دفن جنازه بوده است.درقسمت جنوبی تپه مشرف بر روستای وسوکه ند سوراخی[ دروازه مانند]به ارتفاع {75سانتی متر} تعبیه شده که انتهای آن در درون تپه به اطاقکی می رسد (پدرام، محمود، همان) احتما لن این سوراخ دروازه ی اصلی ورود به این بنا بوده که به مرورزمان سطح آن با خاک پرشده است. بعد از گذر ازاین راهرو سوراخ مانند که هنوز آثار آتش وسیاهی بردیواره وسقف آن پیداست به اتاقکی نسبتن بزرگترازراهرو ورودی بر خواهیم خورد تا پیش از این گمان می رفت که این اتاقک بن بستی بیش نباشد. ولی متاسفانه دراین اواخربه علت حفاریهای غیرمجازدر ادامه ی همین اتاقک به طرف شمال بنا ورودی وراهرو تازه ای پدیدار گشته و احتمال میرود که این راهرو به اتاقها ومکانهای ناشناخته ی دیگر این آتشکده راه داشته باشد. (رامیدی نیا،مهرداد).در دیواره ی جنوبی که به صورت کانال به داخل تپه واتاقک ذکر شده می رسد ممکن است در گذشته کانال آبیاری بوده باشد چرا که محل عمومی این تپه طوری قرار گرفته که به راحتی می توان آب روستای { که ریزهkareze = کهریزه} را که اندکی دورتردرقسمت جنوب غربی این اثر قرار دارد به خود جذ ب نماید.
شواهد قسمت غربی جاده نمایا نگراین مساله است.درقسمت شرقی کانال آب ودر امتداد برده کنته یک ردیف سنگهای منظم وجود دارد که در قسمت عمیق رودخانه با زاویه ای منفرجه به سمت سفلای رود امتداد دارد ودر فاصله ی{10/متری} به موازات این جاده ی سنگی بقایای جاده ی سنگی دیگری که به مراتب کم ارزش تر از قسمت یاد شده است به چشم می خورد.احتما لن این دو ردیف بقایای دیواره های قلعه یا حفاظ شهری بوده بعید نیست که بقایای سدی قدیمی باشد که در دوران مانایی احداث شده باشد. (پدرام، محمود، همان). این بنا از آثار مقدس و مهم معماری مانناییها در شهر ویران شده ی داریوسا بوده و روزگاری بسیار بزرگتر و باشکوه تر ازویرانه های امروزی بوده است.
در حدود پانزده کیلومتری شمال مهاباد و در جنوب روستای اگریقاش(اگریگاش) اثر تاریخی و با عظمت " فقره قا " قرار دارد.این اثر شمالی ترین مقبره از مقابر دوران ماد است که در دامنه ی بخش جنوبی صخره ای که تقریبا تنها بر دشت وسیع شهرویران مشرف است کنده شده.
این اثر با دو بخش تاریخی " برده کنته " و " دریاس " دقیقا مثلثی را تشکیل می دهد که یک زاویه ی آن فقره قاست.صخره خود از لایه های رسوبی آهکی تشکیل شده. در ارتفاع 30/5 متر از لب ایوان تا پایین ترین قسمت که به دامنه ی کوه می رسد و در قلب آن " فقره قا " با ابعاد 6*6 متر جاری گردیده.در داخل از دو قسمت با ارتفاع 50سانتیمتری تشکیل شده است.

ادامه مطلب ...


این سد در کنار شهر مهاباد واقع شده است. سد مهاباد سال 1348 و توسط مهندسان یوگوسلاویایی ساخته شده است.
جادههای ارتباطی مهاباد به سردشت و پیرانشهر از کنار این دریاچه زیبا عبور می کند. از نواحی دیدنی اطراف این دریاچه میتوان به جزیره، قاضی آباد، سر میدان و تاقه دار (تک درخت) اشاره کرد. این دریاچه محل مناسبی برای تفریحاتی همچون شنا و ماهیگیری می باشد. از جمله ماهیهای این دریاچه میتوان به ماهی کپور و سوف اشاره کرد.


غار «سَهولان» (کردی : Sehollan) در روستای سهولان، ۴۲ کیلومتری جنوب شرقی مهاباد در واقع شدهاست. ارتفاع سقف غار تا سطح دریاچه آن به ۵۰ متر میرسد و عمق آب در برخی جاها به ۳۰ متر میرسد. اختلاف دمای درون و بیرون غار بین ۱۰ الی ۱۵ درجهاست.
سهولان به زبان کردی به معنی یخبندان است و مردم محلی غار را «کونه کوتر» یعنی لانه کبوتر
ادامه مطلب ...
عکس زیر:از فیس بوک آقای امیروزیری1345/10.21 

عکس زیر:از فیس بوک آقای ابراهیم قزاق

عکس پایین:سال 1350

عکس پایین:سال 1342







از فیس بوک:کاک کریم دانشیار



مشهد-سال 1348-تیم فوتبال مهاباد-مقام سوم در سطح ایران
از چپ:سوری-داش تیموری-...........-شلماشی-باباطاهری-گنجعلی-آقای عزیزی-..........-...........-اسماعیل دهستانی-قادر
برزگر-........
نشسته از چپ:منصوری-...........

از راست: مسعود خاتمی ــ سلیمان بلوری- خوانچه سپهر الد ین ـ اسماعیل دهستانی ـ پولا نانوازاده

سال1344
از چپ به راست:
ردیف آخر: حسین شیخ محمدی- رحیم معماری آذر
ردیف وسط: حسین زین العابدین - فایق شیخ محمدی - طه الیاسی - حسین انصاری - ناصر رجبی- پرویز قدیمی- (شاپور
حکیم زاده -لباس دخترانه برای ایفای نقش در تاتر بر تن کرده) - سردار ایران زاده
نشسته: درویش حسن نژاد - روانشادعبداڵه رضوانی - مناف فکور - روانشادیوسف عاقلی - احمد شیر بیگی - حاجی زاده
از فیس بوک:آقای انور شیخ محمدی

از راست:...........-...................-شهریار علیالی
عکس:از فیس بوک آقای شهریار علیالی

سال 1357 کاک سلمان قهرمانی_مرحوم منوچهر پاکنهاد_جواد علیالی
عکس:از فیس بوک آقای شهریار علیالی



منبع عکس پایین:ماهنامه مهاباد

اولین مرکز تلفن مهاباد
سمت راست:کاک حسن ناظمی
از فیس بوک:آقای محسن خلیلی

سال 1357-ارومیه
از فیس بوک:یوسف شیخ محمدی

ایستاده از راست : رضا برزنجی- باقی خاتمی - حسین بخشی -قادر ماورانی - یوسف شیخ محمدی - طاهر خلیلی - قاسم ریانی - مرحوم فاتح بزرگمنش
محمدامین چیره
نشسته از راست : قاسم چیره - حسن ابزاهیمی - فیض الله همایون - مصطفی عزیزی - عبدالله رضوانی - عظیم موفقی
از فیس بوک:آقای یوسف شیخ محمدی

سال 1357
ایستاده از راست :یوسف شیخ محمدی - حسین بخشی - مرحوم قادر ماورانی - قاسم ریانی -شمس الله علی مرادی -عظیم موفقی
نشسته از راست :طاهر خلیلی - مرحوم عبدالله رضوانی- فرج الله عشقی
عکسهای پایین از فیس بوک:آقای محسن خلیلی

سال1357
ایستاده از راست:سعدون سعدونی - فاتح بزرگمنش - باقی خاتمی - مرحوم حسین بایزیدی - قادر ماورانی - قاسم ریانی -یوسف شیخ محمدی
وسط از راست: حسین بخشی - حسن ابراهیمی - مصطفی عزیزی - مرحوم عبدالله رضوانی - فیض الله همایون
نشسته از راست: محمدامین چیره - قاسم چیره- طاهر خلیلی - عظیم موفقی - رضا برزنجی

ایستاده از راست : پولا نانوا زاده - طاهر خلیلی - جلیل گادانی - ............
نشسته از راست :حسین بخشی - محمدامین چیره - مرحوم سید محمد نظامی - قادر جوجه خور

سال1357
ایستاده از راست :کاک عمر قاضی - محمد گادانی - قاسم ریانی - حسین بخشی - جلیل گادانی - طاهر خلیلی - هوشیارامامی - قاسم چیره
وسط از راست: سیدخضر محمدی -حسن ماورانی - محمد نظامی - پولا نانوا زاده - احد انجیری - قادر ماورانی - خسروخسروی

از راست:مرحوم کاک قادر شیخ مجیدی-مرحوم کاک کمال عزیزی-مرحوم کاک قادر ابراهیم خاص-کاک شهاب خلیلی-کاک قادردف زنی


| مهاباد مههاباد |
||
|---|---|---|
|
|
||
| اطلاعات کلی | ||
| شهرستان | مهاباد | |
| بخش | مرکزی | |
| نام(های) دیگر | سابلاغ | |
| سال شهرشدن | دورهٔ صفوی | |
| مردم | ||
| جمعیت | 168.393نفر(شهر)-سال1395 | |
| زبان گفتاری | کردی سورانی: لهجهٔ مکریانی |
|
| مذهب | اسلام سنی | |
| جغرافیای طبیعی | ||
| ارتفاع از سطح دریا | ۱۴۱۷ متر | |
| آبوهوا | ||
| میانگین دمای سالانه | ۱۲ | |
| میانگین بارش سالانه | ۳۳۰ | |
| اطلاعات شهری | ||
| پیششماره تلفنی | 044 | |
| تابلوی خوشآمد به شهر | ||
| بەخێرهاتن بۆ مەهاباد | ||
مَهاباد (به کردی:مههاباد, Mehabad) مرکز شهرستان مهاباد . این شهر پایتخت جمهوری مهاباد بوده است. شهری سرسبز و در میان چندین کوه واقع شدهاست.از جمله آثار تاریخی این شهر
ادامه مطلب ...