جاذبه های گردشگری مهاباد و...........
X
تبلیغات
مودیسه
چهارشنبه 17 مهر‌ماه سال 1392

در باره وبلاگ"مهاباد سفر" (یادداشت ثابت)


سلام به همگی شما دوستان در هرجای این کره پهناور .برای آشنایی شما عزیزان و بویژه دوستداران و علاقمندان سفر به شهر زیبای مهاباد ،این وبلاگ را راه اندازی کردم.مطمئن هستم لذت زیادی را از دیدن شهر باصفای مهاباد ،با جاذبه های فراوانش همچون:دریاچه سد مهاباد،غار ابی -تاریخی سهولان،باغ مکاییل(پارک ملت)دخمه فقره قا،رودخانه مهاباد، موزه مردم شناسی ،تاناکورا(محل فروش البسه دست دوم خارجی)،بازارچه های مختلف و...خواهید برد و هرگز از آمدن به مهاباد با مردم خوب و مهمان نوازش پشیمان نخواهید شد.



خوشحال خواهم شد تا نظر شما را در رابطه با مهاباد و نیز مطالب این وبلاگ (در قسمت نظرات و یا از طریق صفحه فیس بوک)آگاه شوم .

عکسهای وبلاگ (با کسب رخصت و عذر خواهی از دوستان و بزرگان هنرعکاسی )به استثنای عکسهایی که منبع آنها ذکر شده و نیز عکسهای قدیمی:لقمان محمدی

خواهشمندم ازگذاشتن پیغام های خصوصی و درخواست راهنمایی از طریق ایمیل و....خودداری فرمائید.

  ................................................................................................................


کانال تلگرام عکسهای قدیمی مهاباد:



telegram.me/xazaei


xazaei@


...............................................................................

آی دی اینستاگرام:

LOQMAN.M

..................................................................................................................................................

www.facebook.com/loqman.mohamadi

....................................................................................................................................................

Hi every body in the wideworld.I want to make people familiar with Mahabad-So I put some pictures of Mahabad in google earth.You will have good time -if you come to visit Mahabad and never be regret.I hope- see you in

Mahabad


دوشنبه 16 آذر‌ماه سال 1394

برف شادی!

شهر مهاباد پانزده روز مانده به آغاز فصل سرما ،سیمای کاملا زمستانی به خود گرفت و بارش برف موجب شادی وخوشحالی بسیار مردم بویژه دانش آموزان -تعطیل دوروزه-شد.هر چند این بارش موجب مشکلاتی در رفت و آمد مردم بویژه کسانی که در جاده های مواصلاتی به شهر بودند، گردید ولی این باعث نشد تا مردم از شادی این بارش بدور باشند و حتی شب گذشته تعدادی از جوانان در میدان اصلی شهر به رقص و پایکوبی پرداختند.
















جمعه 13 آذر‌ماه سال 1394

بهره برداری از زیر گذر دکتر شهیری

این زیر گذر که در محل قبلی میدان دکتر شهیری(پزشک مهابادی که بعد از مرگ مغزی،خانواده نیکوکارش اعضای بدنش را به بیش از ده بیمار اهدا کردند.یادش گرامی باد)ساخته شده است،اولین زیر گذر در شهر مهاباد می باشد که کار ساخت آن اردبیهشت 94 آغاز و روز نهم آذر افتتاح و بهربرداری از آن شروع شد.


میدان دکتر شهیری-اردیبهشت88


سیدی -رییس شورای اسلامی شهر مهاباد-در مراسم افتتاح این پروژه گفت: این پروژه همانند یک جعبه تقسیم روند ترافیکی و تردد را با توجه به موقعیت آن در ورودی شهر و مجتمع تجاری اصغری به نحو مطلوبی کنترل نموده و علاوه بر چشم اندازی زیبا، از نظر عمرانی نیز بسیار حائز اهمیت است.


89.5.15


رییس شورای اسلامی شهر مهاباد ضمن تقدیر و تشکر از شهردار خوب و مردمی و مجموعه پرسنل شهرداری در اجرای این پروژه، هماهنگی و همیاری شهروندان و ادارات را ستود و اظهار کرد در سایه همت و تلاش ما و همراهی این عزیزان بود که توانستیم آن را به سرانجام برسانیم.  

   

 

94.6.15


مهندس صلاح کردستانی، شهردار مهاباد در این مراسم طی ارائه گزارشی از نحوه اجرای پروژه مذکور گفت: امروز پروژه دکتر شهیری برای بهبود ترافیک و رفاه حال مردم برنامه‌ریزی و به بهره‌برداری می رسد. خدا را شاکریم که با کمک خدا، حمایت بی دریغ مردم و مدیریت بی پول و تلاش صادقانه مجموعه شهرداری توانستیم، ظرف مدت 6 ماه پروژه عظیم زیرگذر دکتر شهیری را که از الزامات شهری بود، به شهروندان فهیم مهابادی هدیه نماییم .



شهردار مهاباد در سخنان خود گفت : در برآورد اولیه هزینه این پروژه 000/000/000/ 45 ریال تخمین زده شده بود که با همت و تلاش مجموعه شورا و همراهی و همدلی و زحمات همکارانم در واحدهای شهرداری توانستیم تنها با 000/000/000/ 28 ریال آن را اجرانموده و بیش از 000/000/000/ 17 ریال در این طرح صرفه جوی و مدیریت شد که جای بسی تقدیر است .


94.7.12

94.7.12

94.7.12


شهردار مهاباد با تأکید به صبر و حوصله و حمایت ساکنان و کسبه اطراف زیرگذر دکتر شهیری و همکاری مسئولین دستگاههای اجرایی سطح شهر در به ثمر رساندن شش ماهه طرح مذکور در خصوص مشخصات فنی این پروژه افزود: طول کلی پل 5/ 274 متر شامل 119 متر رمپ و 5/ 75 متر زیرگذر، ارتفاع مفید: 5 متر، رمپ ها دارای دیوار با سنگ لاشه و ملات ماسه سیمان با نمای مالون است.


94.8.1


94.9.13



قسمتی از متن و دو عکس پایین:سایت شهرداری مهاباد




ترافیک شدید در میدان قبلی و خیابانهای پیرامون آن بدلیل وجود چندین بازارچه همچون اصغری،تندیس و ....بویژه در ایام تعطیل که موجب مراجعه و استقبال بی شمار مسافران و گردشگران از آنها میشد،مسئولین شهر را وا داشت تا با احداث زیر گذر و اصلاح مسیرهای منتهی به میدان ،از شدت این ترافیک و شلوغی ناشی از آن بکاهند که مسلما می تواند نقش موثری در کم نمودن بار ترافیک در این محل شود.دست مریزاد.




جمعه 13 آذر‌ماه سال 1394

اندر حکایات یک پروژه ناتمام!

مجتمع بزرگ توریستی - گردشگری تپه سیران که با مشارکت شهرداری مهاباد و بخش خصوصی کا ر ساخت آن از بهار 88 آغاز شد،بعد از سپری شدن 6سال از آن زمان،هنوز بپایان نرسیده و گویا مشکلات عدیده بین پیمانکار بخش خصوصی و شهرداری مانع اتمام آن گردیده است.طرحی که قرار بود سال 90 کار ساخت آن به پایان برسد!!



 قرار بر این بود که این مجتمع در زمینی به مساحت 54 هزار مترمربع و با زیربنای71 هزار و 600مترمربع در تپه "سیران" و در نزدیکی دریاچه پشت سد مهاباد ساخته شود.



  حجم سرمایه گذاری این مجتمع  440میلیارد ریال عنوان بر آورد شده بود که حدود 90 میلیارد ریال از سرمایه گذاری این طرح را شهرداری مهاباد و بقیه را بخش خصوصی تقبل کرده بود.



در این مجتمع  فضاهای تجاری، اقامتی، تفریحی، هتل، ویلا، فضاهای سبز، مسجد، " گنجینه " موزه آثار تاریخی و تاریخ طبیعی و یک مجموعه مسکونی گنجانده شده بود که قابلیت توسعه در سطح و ارتفاع را نیز داشت.



بخش تجاری این مجتمع در قالب یک سایت بزرگ با 31 هزار و 600 مترمربع زیربنا و شامل واحدهای تجاری، مراکز خرید، بانک، آژانسهای مسافرتی، مرکز بازیهای رایانه ای، فضای بازی کودکان، بوفه و کافی شاپ بوده که پس از بهره برداری در اختیار کسبه محلی قرار می گرفت.



  هتل این مجموعه نیز در 10 هزار و 200 متر مربع زمین با یکهزار و 300متر مربع زیربنا طراحی شده بود که امکاناتی چون اتاقها و سوئیتهای تشریفاتی، نمایشگاه صنایع دستی، بانک، خدمات جهانگردی، تالار اجتماعات، سالنهای ورزشی و رستوارن و کافی شاپ در آن پیش بینی شده بود.



  بخش اقامتی این مجموعه نیز شامل واحدهای اقامتی کوتاه مدت با زیربنای هشت هزار و 200متر مربع زیربنا و ویلاهایی با سه تیپ مختلف با هفت هزار متر مربع زیر بنا پیش بینی شده بود.


عکسهای بالا:بهار88


  مجموعه تفریحی این سایت نیز شامل شهربازی، فضاهای تفریحی روباز و سرپوشیده، استخرهای شنا، سونای گرم و سرد، مراکز آب درمانی ، که برای گروههای سنی مختلف در نظر گرفته شده بود.


عکسهای پایین:آذر94


شاید تنها کسانی که از راکد ماندن و بپایان نرسیدن این پروژه خرسند باشند معتادین تمام وقت آزاد و بیکار هستند که برایشان سر پناهی بدور از هیاهو وشلوغی شهر و در آرامش کامل ترتیب داده شده است.خدا خیرشان دهد!!!




موقعیت خاص این مجتمع بدلیل نزدیکی آن به سد مهاباد-پارک ملت و چشم اندازهای زیبا و بکرش بویژه در بهار و تابستان از امتیازات مهم و قابل توجه آن بشمار میرود و مسلما با ادامه و پایان کار میتواند سهم بسزایی در توسعه و آبادانی شهر و ایجاد درآمد و اشتغالزایی داشته باشد.هنوز امیدها باقیست!


منبع:مصاحبه شهردار وقت مهاباد مهندس ابراهیم کریمی با ایرنا در سال1387

دوشنبه 9 آذر‌ماه سال 1394

مشاهیر،بزرگان مهاباد-6

ماموستا هژار


نویسنده، محقق، مترجم و شاعر نامدار، استاد عبدالرحمن شرفکندی مشهور و متخلص به «هژار»سال ۱۳۰۰ ﻫ ش در شهر مهاباد دیده به جهان گشود.


دوران طلبگی ماموستا هژار در جوانی


عبدالرحمن دوساله بود که  مادرش را از دست داد و از همان اوان کودکی، سختی و تلخی زندگی را تجربه کرد.پدر او به این دلیل که شخصی مذهبی بود و علاقه‌زیادی  به عبدالرحمن سیوطی داشت، نام او را «عبدالرحمان» گذاشت.پدرش مشهور به ملا محمد بۆر، مردی روحانی و متدین بود که از راه کسب و کار امرار معاش می‌کرد و زندگی ساده و فقیرانه‌ای داشت.دوران کودکی و نوجوانی را در حوزه‌های دینی و علمی در زادگاهش سپری کرد و در اوایل جوانی به‌همراه خانوداه‌اش به روستای طرغه، از توابع شهرستان بوکان، اقامت گزیدند.او مدتی نزد سیدمحمد، که طلبهٔ جوانی بود، فرهنگ لغات عربی،معلقات سبعو لامیّةالعجم" طغرایی اصفهانی"را فراگفت و با اشعار" نالی"، شاعر معروف کُرد، آشنا شد. درمسجد بازار مهاباد، نزد"ملا حسین مجدی" قصیدهٔ بانت سعادِ"کعب بن زهیر "و لامیّةالعرب" ابن وردی" را آموخت. سپس به خانقاه "شیخ برهان "بازگشت و تا هفده‌سالگی برای فراگیری دانش به اکثر روستاها و شهرهای حوالی بوکان سفر کرد.


 از راست:پیشواقاضی محمد-ماموستاهژار-ماموستاهیمن

سال  ؟-خانقاه شیخ برهان


او زمانی که پا به سن جوانی گذاشت، لذت دانستن را  دریافته و عاشقانه به دنبال کسب علم بود. اما پدرش نگهانی در گذشت و بار سنگین مسؤلیت مراقبت و پرورش خواهر وبرادران صغیرش را بر دوش او-که هفده سال بیشتر نداشت-نهاد؛ در حالی که از خود مختصری ملک و انبوهی قرض بر جای گذاشته بود. هژار ناچار درس و تحصیل را‌‌ رها کرد و به کسب و کار روی آورد و با تلاش بسیار توانست سروسامانی بگیرد و به نان و نوایی برسد. زن گرفت وبه قول خودش فرشته‌ی رحمتی به خانه بُرد که در سایه‌اش آرامش یافت و در کنارش سختی و خستگی کار روزانه را از یاد برد. اما ستاره‌ی بلند بخت او بزودی افول کرد و پس از دو سال، دست اجل مونس دلسوزش را از وی گرفت.



با همه‌ی مشکلات شهرنشینی، به مهاباد نقل مکان کرد، چرا که برادران، وقت مدرسه رفتنشان فرا رسیده بود و او به هیچ روی راضی نمی‌شد که بی‌سواد بمانند و از طرفی هم جز در شهر امکانی برای تحصیل ایشان وجود نداشت.


اثر استاد سمکو پاکزاد


نیاز به امکانات بیشتر موجب شد که کسب و کارش را رونق بیش تری بدهد. هنگام برداشت محصول، از کشاورزان بوکان و روستاهای اطراف گندم و توتون می‌خرید و به تبریز می‌برد و می‌فروخت. همجنین گاو و گوسفند نیز معامله می‌کرد و به کار کشاورزیش هم می‌رسید. به این ترتیب پس از مدتی وضع مالیش خوب شد؛ در شهر خانه‌ای خرید و به سر و وضع بچه‌ها رسید. بار دیگر ازدواج کرد و این بار نیز زنی بسیار فداکار ومهربان نصیبش شد.


از ازراست:ماموستاهژار-....-ماموستاهیمن-فرانسوا حریری


نا‌گفته نماند که با همه‌ی گرفتاری‌ها، علاقه‌ی شدید عبدالرحمن جوان به زبان و ادبیات کردی چنان بود که تا آن سال‌ها، بسیاری از دواوین شعرای کرد زبان را خوانده بود و بیشتر آن‌ها را از حفظ داشت. به علاوه از‌‌ همان سنین نو جوانی در خود استعداد و توان شعر سرودن را می‌دید؛ اما مخالفت‌های شدید پدرش، او را از شاعر شدن باز داشته بود.




در اوایل دهه‏ ى 1320، در کردستان (سازمان احیاى کردستان) که بعدها به «ژ- ک» مشهور شد، به وجود آمد. این سازمان در سال 1322 اقدام به تأسیس و نشر مجله ‏ى کردى زبان «نیشتمان» (میهن) نمود. «هه ‏ژار» از نخستین شماره با این مجله همکارى داشت و نام وى همواره مانند یکى از فعالان کمیته انتشاراتى این مجله به چشم مى‏خورد. وى با جراید دیگر کردى نیز همکارى داشت، همچنین نوشته‏ هاى وى نه تنها در جراید حزبى بلکه در ماهنامه‏ ى «کوهستان» که در تهران از سوى  اسماعیل اردلان منتشر مى‏شد، به چاپ مى‏رسید. در دوران زمامدارى حزب دمکرات و به وجود آمدن جمهورى کردستان «هه‏ ژار» به لقب «شاعر ملى کرد» مفتخر شد.


از راست:ماموستا هژار-.......-ماموستا عبدالرحمن ذبیحی-.......-......-سینم بدرخان-........

برلین-1336


در یکی از مأموریت‌هایش که از سوی قاضی محمد در سقز به سر می‌برد و مشغول مذاکره با افسران ارتش بود؛ پس از تسلط قواى حکومت وقت بر منطقه‏ ى مهابادهمه چیز عوض شد و دستور بازداشتش رسید و محترمانه زندانی شد. در زندان سرهنگ غفاری از او خواست تا اظهار پشیمانی کند و جان سالم به در برد؛ نپذیرفت و اعلام کرد که آماده است تا در راه عقیده‌اش کشته شود. باری پس از دو ماه حبس در سقز، خواستند او را به مهاباد منتقل کنند که در فرصتی گریخت و پس از روز‌ها پیاده روی در برف و سرما، از مرز عبور کرد و وارد خاک عراق شد. . آنجا در منزل شیخ لطیف فرزند شیخ محمود حفیدزاده سکنى گزید و سپس به بغداد عزیمت و در آن شهر به کارهایى چون عکاسى و روزنامه‏ نگارى پرداخت.


از راست نفر اول

ایستاده از راست:شهید ملا سید رشید-ماموستا هژار-ماموستا هیدی-امیر قاضی

وسط از راست:زاگروس شرفکندی-مصطفی شرفکندی(فرزندان ماموستا هژار)

ردیف اول از راست:سید رحمن.....-احمد دشتی


در همان ایام بر اثر ابتلاء به بیمارى سل (در سال 1327 ) براى معالجه راهى لبنان شد و در بیمارستان مسلولین واقع در جبل لبنان بسترى گردید. دو سال و اندى در بیمارستان ماند تا رفته رفته حالش رو به بهبود گذاشت.


از چپ:......-فرانسوا حریری-ماموستا هژار-.......

خواکورک -سال1365

 

این بیمارستان کتابخانه‌ی بزرگی حاوی کتاب‌های ارزشمند عربی داشت .هژار دو سال و چند ماه در آنجا به سر برد و در این مدت بیشتر اوقاتش را به مطالعه گذراند و اطلاعات و معلوماتش را در زمینه‌ی زبان و ادبیات و تاریخ عرب تکمیل کرد؛ طوری که چون بهبود یافت و به عراق بازگشت به عضویت در مجمع علمی آن کشور درآمد و مجال یافت که به تحقیق ومطالعه‌ی بیشتری بپردازد و به علاوه برخی از اشعار و مقالاتش را منتشر سازد.


از راست:.......-ماموستا هژار-جلیل جلیلی-......

باکو-سال1340


از روزی که ایران را ترک کرده بود ۹ سال می‌گذشت و اکنون برای نخستین بار ظرف این مدت، امکانی فراهم آمده بود که زن و فرزندش را پیش خود بخواند؛ تا پس از سال‌ها در کنار هم قدری بیاسایند. آن روز‌ها پسرش ۶ ماه بیشتر نداشت و حال که ۹ سال دارد پدرش را نمی‌شناسد. وآنگهی چون علت غیبتش را درک نمی‌کند از او گریزان است. اما این تیرگی‌ها اندک اندک زدوده شدند و خانواده بار دیگر رنگ خوشبختی را به خود دید.



در آن سال‌ها نوری سعید نخست وزیر عراق بود و حکومت پلیسی وفشار و سانسور بیداد می‌کرد. دیری نپایید که روحیه‌ی ظلم ستیزی وقلم توانای هژار او را در  شمار مخالفان حکوت در آورد و چون به هیچ روی حاضر به همکاری با دستگاه نشد، ناگزیر پیش از آنکه دستگیر شود، همسر و دو فرزندش را به یکی از دوستان سپرد و خود مخفیانه به کردستان سوریه گریخت.  در آنجا ضمن فراگیرى لهجه کردى کرمانجى، اقدام به برگردانیدن کتاب مم‏ و زین اثر"احمد خانى" به لهجه‏ ى سورانى نمود. «هه ‏ژار» پس از اقامت دو ساله در سوریه راهى مصر شد. از آنجا به شوروى رفت و در باکو به عضویت در آکادمى علوم آذربایجان شوروى درآمد و بخشى از سروده ‏ها و اشعارش به ترکى در آن دیار انتشار یافت.


پایین نفر اول از راست


 در تابستان سال 1337، عبدالکریم قاسم در کشور عراق کودتا کرد و زمام امور را به دست گرفت. پس از چندی ملا مصطفی بارزانی نیز از شوروی به عراق بازگشت و برابری حقوق کرد و عرب را در آن کشور مطرح کرد. هژار بی‌درنگ به عراق بازگشت و بدو پیوست. و از این تاریخ به مدت هفده سال در کنار بارزانی بود و از نزدیک‌ترین یاران و مشاوران او به حساب می‌آمد.



داستان زندگی هژار در عراق، سراسر حکایت تحمل فقر و محرومیت در عین آزادگی است. ماجرا پشت ماجرا و پر از فرازو نشیب. سال‌ها با نام مستعار (عزیز قادری)زیست و برای گذراندن زندگی، به انجام سخت‌ترین کار‌ها دست زد. از کارگری و سرعملگی در بیابان‌های گرم و سوزان جنوب و غرب عراق گرفته تا خدمتکاری منازل و حمل بارهای مردم. اما در این وضعیت نیز از مطالعه دست نکشید و همواره بخشی از مختصر دست مزدش را به خرید کتاب اختصاص می‌داد. تا آنکه در سال 1354 نهضت کردستان عراق شکست خورد و شمار فراوانی از کرد‌های عراقی ناگزیر به ایران پناهنده شدند. به اصرار بارزانی، هژار نیز به ایران بازگشت و  به شفاعت بارزانی ساواک پرونده‌ی سی سال گذشته‌اش را دوباره نگشود. او را مانند دیگر پناهندگان در عظیمیه‌ی کرج سکنی دادند و بدین ترتیب برای چندمین بار و این بار در سر پیری، باز زندگی را از صفر شروع کرد و برای تأمین معاش و گذران زندگیِ خود و فرزندانش، به تکاپو افتاد. در دانشگاه تهران ترجمه‌ی مجموعه‌ی قانون در طب، تألیف ابو علی سینا را به او پیشنهاد کردند و قرار شد اگر از عهده‌ی این کار برآمد، دستمزد مختصری بگیرد. با ترجمه‌ی اولین کتاب از این اثر، در محافل علمی وادبی راه پیدا کرد و به عضویت فرهنگستان زبان فارسی در آمد.


ازراست:ماموستا هژار-........-ماموستا هیمن


  «ه‏ژار» با استاد «هیمن» در ایجاد و تأسیس مرکز نشر فرهنگ و ادب کرد"انتشارات صلاح‏ الدین ایوبى "و نشر مجله‏ ى کردى «سروه» فعالیت تنگاتنگی داشتند.

تخلص «هژار» را برگزید که به معنی درویش و بی‌نواست و با خود عهد کرد که هیچگاه به خاطر مال و مقام، دست به قلم نبرد و جز در راه مبارزه با ظلم و جهل شعر نگوید.

اشعار نغز و دل انگیز «هژار» به زودی به دل‌ها راه یافت و وارد زبان خاص وعام شد. از سوی قاضی محمد «شاعر ملی» لقب گرفت و نخستین دیوان اشعارش- که ﺋاله کؤک نام داشت- چاپ و منتشر گردید و به زبان آذری نیز ترجمه شد و انتشار  یافت. قاضی او را بسیار ارج می‌نهاد و چیزی نگذشت که در شمار دوستان و نزدیکان وی در آمد و در صحنه‌های سیاسی آن دوران فعّالانه حضور پیدا کرد.


ماموستا هژار-ابراهیم قزاق


ماموستا هژار-ابراهیم قزاق




با پیروزی انقلاب در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ﻫ ش مجال آن را یافت که در زمینه‌ی کار مورد علاقه‌اش، یعنی تحقیق درباره‌ی زبان و ادبیات کردی به فعالیت بپردازد وی در این سال‌ها از جنبه‌ی ادبی و فرهنگی بیشترین استفاده را از عمر عزیزش ببرد و با تلاشی سخت و خستگی ناپذیر، بیشتر ساعات شبانه روز را به تحقیق و تألیف و ترجمه مشغول بود. و در سایه‌ی این کار پیگیر، آثار ارزشمند و کم نظیری را در زمینه‌های مختلف علمی و ادبی و فرهنگی، از خود به یادگار گذاشت؛ که از جمله‌ی آن‌ها شرح دیوان اشعار شیخ احمد جزیری، ترجمه‌ی دوره‌ی کامل قانون ابن سینا در هفت مجلد، گرد آوری فرهنگ جامع لغات کردی به کردی و فارسی، زندگینامه‌ی خودش و با لاخره ترجمه‌ی کامل قرآن کریم به کردی را می‌توان نام برد.

همراه با خانم رضوان متوصل


اما کار مداوم و بی‌خوابی بسیار و بی‌توجهی به تغذیه‌ی صحیح و عدم مداوای اصولی، بیش از پیش جسمش را می‌گداخت و توانش را می‌کاست؛ تا آنکه سرانجام در روز پنجشنبه دوم اسفند ماه سال ۱۳۶۹ ﻫ ش در کرج، جان پاکش به جوار یار شتافت و بدرود حیات گفت.

جنازه‌ی استاد را به مهاباد منتقل کردند و در حالی که شهر در ماتم نشسته بود و جمعیت انبوهی از دور و نزدیک برای وداع با وی گرد آمده بودند، با تجلیل بسیار تا گورستان بداغ سلطان مشایعت شد(مسعود بارزانی ،رییس جمهور کنونی اقلیم کردستان عراق نیز حضور داشت)ودر کنار استادهیمن و ملا غفور به خاک سپرده شد.


        ازراست :رسول رش احمدی-ماموستا ملاغفور دباغی-ماموستا هژار


در رثای استاد هژار شعرهای فراوان سوزناک سروده‌اند که ذکر آن‌ها در مجال این گفتار نیست و اینجا تنها به نقل سه بیت از استاد محمد قاضی، شاعر و مترجم نامدار اکتفا می‌ شود؛ با این توضیح که در روز بزرگداشت شادروان استاد هژار در  تهران، باران تندی باریدن گرفته بود و شاعر با ورود به مجلس، فی البداهه چنین سرود:

شگفت نیست اگر آسمان بگرید زار         زداغ مرگ عزیزی بزرگ همچون  هژار

هژار مرد شریف و بزرگوار که بود        حساب فضل و کمالش برون زِ حد شمار

نهاد داغ بزرگی به قلب ملت کرد          پس از هزاران داغ این سپهر کج رفتار


همراه با استاد محمد قاضی


داستان زندگی استاد عبد الرحمن شرفکندی «هژار» حکایتی است که از دو جنبه جای تأمل دارد:

نخست از نظر ادبی و فرهنگی:

هژار در ۲۴ سالگی از سوی قاضی محمد به عنوان شاعر ملی کُرد لقب گرفت که این خود نشانگر میزان استعداد و توانایی وی در آن سن و سال بود و اگر اشعارش را  از جمله‌ی ارزشمند‌ترین آثار منظوم در زبان و ادبیات کردی به حساب نیاوریم و آن‌ها را در شمار بهترین‌ها نگذاریم، شاید حق مطلب را ادا نکرده باشیم؛ اما نثر او بحث دیگری است. قلمش افق‌های تازه‌ای را بر روی زبان و ادبیات کردی گشود و اهل فن خدمت وی را به این زبان تنها با آثار و خدمات شیخ سعدی علیه الرحمه در مورد زبان فارسی مقایسه می‌کنند. نثر هژار در عین آنکه بسیار بی‌تکلف و روان است، به تناسب موضوع، وزن وآهنگی خاص دارد که حاکی از ذوق سرشار نویسنده و احاطه‌ی فوق العاده‌ی وی بر این زبان است.



همچنین در تاریخ ادبیات معاصر زبان‌های فارسی و عربی هم، نام هژار نامی آشنا یی است. استاد پس از هزار سال، قانون ابن سینا را از آن عربی معما گونه، به فارسی روان و یکدستی ترجمه کرد و تحسین همگان را موجب گردید.


ازراست:........-ماموستا هژار-ماموستا احمد قاضی-........


دوم از بعدسیاسی و اجتماعی :

سَرِ نترسی داشت و به مدد اراده و پشتکارش، با قدرت و استحکامی ستودنی در صحنه‌های سیاسی دوران‌های مختلف تاریخ معاصر کردستان، با وجود حساسیت و مخاطره‌ی بسیار، فعالانه حضور می‌یافت و خوف به دل راه نمی‌داد و سهل است که با وجود آن همه فقر و رنج و بیماری و آوارگی، هیچ‌گاه در دام مال و مقام نیفتاد و بر سر ارزش‌های اعتقادیش معامله نکرد، بلکه تا آخر عمر در این راه دچار تردید و دو دلی نیز نشد و قدم و قلمش را با سستی و کم کاری آشنا نساخت. این خصیصه‌ی استاد ضمن آنکه موجب ابتلایش به انواع سختی‌ها و گرفتاری‌ها شده بود، پس از سال‌ها، شهرت و محبوبیت ویژه‌ای را برایش به ارمغان آورده و او را یکی از محبوب‌ترین چهره‌ها نزد بزرگ و کوچک قومش گردانده بود.


از چپ:ماموستا هژار-عبدالله شرفکندی-.....رسولی


 اما همه‌ی این امتیاز‌ها در مقایسه با اخلاقیات استاد، بی‌نمود بود؛ چرا که با آن همه ارج و منزلت علمی و فرهنگی و با آن موقعیت والای اجتماعی، کمترین نشانی از خودپسندی و غرور نداشت و بر عکس هرچه قدم‌های بزرگتری بر می‌داشت، خود را کوچک‌تر می‌یافت و به هر اندازه مقام علمی و ادبی و اجتماعیش بالا‌تر می‌رفت، خاکی‌تر می‌شد. اُستاد نه تنها به اخلاق بلکه مهم‌تر از آن به باور نیز متواضع بود. از دروغ بی‌حقیقتی نفرت داشت و تملق و ریا و چاپلوسی را هم فرزندان خلف دروغ می‌نامید. ثروت و مال دنیا در نظرش قدر و قیمت زیادی نداشت ودر اندیشه‌ی بود و نبودش نبود.



باری، داستان زندگی هژار، حکایت وفاداری به محرومان ودشمنی با زور مداران است که نتیجه‌اش برای او عمری فقر و محرومیت و درد و رنجِ در غربت زیستن و در عین عشق به وطن داشتن، ناچار از آن گریختن بود. آنچنان دل در گرو حق نهاده و سر در راهش گذارده بود که در راه آن محاسبه نمی‌دانست و مصلحت نمی‌شناخت. دریایی از استعداد و توانایی و معلومات در وجودش گرد آمده بود و اگر اراده می‌کرد و چشمه‌ای از آن را در طریق عافیت طلبی مصرف می‌نمود، بزودی به همه چیز می‌رسید؛ اما او هرگز به این «چیز»‌ها وقعی نمی‌نهاد و این توان استثنایی را در راه ظلم ستیزی و جدال با ارباب بی‌مروت زر و زور، طوری به خدمت گرفته بود که نامش، کلامش و پیامش همواره دل و دماغ آنان را آزرده می‌ساخت. و خود در حالی که گریزان از سایه‌ی شوم استبداد، غالبا در دیار غربت، دست به گریبان با فقر و بیماری، برای امرار معاش ناچار به انجام کارهای سخت و طاقت فرسا بود، می‌سوخت و می‌ساخت وگردن بر می‌افراشت.


سال 1365

-از راست:عبدالله شرفکندی-ماموستاهژار-ماموستا احمد قاضی -ماموستامحمد ماملی(آرمان و ژینو داودی)


آثار استاد هژار :

۱-هه‌نبانه بورینه یا فرهنگ کردی-فارسی (فرهنگ کردی به کردی و فارسی)، چاپ تهران، سروش، ۱۳۶۹ ه ش.

۲-چێشتی مجێور (شلم شوربا)

۳-ئاڵەکۆک (برگ سبز) دیوان اشعار، چاپ تبریز، سال ۱۳۲۴ ه. ش.

۴-به‌یتی سه‌رەمه‌ر، منظومه‌ای شامل طنزهای اجتماعی، چاپ سوریه، ۱۹۵۷ میلادی

۵-مەم و زین (ترجمه مم و زین از کرمانجی به سورانی)

۶-بۆ کوردستان ( برای کردستان، دیوان اشعار چاپ اول، عراق ۱۹۶۶ میلادی، چاپ چهارم، سوئد، ۱۹۸۸ میلادی)

۷-شرفنامه (ترجمه‌ی شرفنامه بدلیسی از فارسی به کردی چاپ بغداد، ۱۹۶۰ میلادی)

۸-چوارینەکانی خەییام (ترجمه‌ی رباعیات خیام به کردی سورانی) چاپ اول، عراق، ۱۹۶۸ میلادی، چاپ سوم ایران، سروش ۱۳۷۰ ه. ش.

۹-ھۆزی گاوان، ترجمه ازعربی به کردی، چاپ بغداد، ۱۹۷۳میلادی.

۱۰-مێژووی ئه‌ردەڵان (تاریخ خاندان اردلان)اقتباس و ترجمه‌ی تواریخ موجود درباره‌ی خاندان اردلان، چاپ تهران، تازه نگاه، ۱۳۸۱ ه ش

۱۱-یەک له پەنای خاڵ و سیفری بێ برانەوه(ترجمه‌ی کتاب “یک، جلوش تا بی‌نهایت صفرها” اثر دکتر علی شریعتی)

۱۲-دایە، باوە، کێ خراوە؟ (ترجمه‌ی کتاب “پدر، مادر، ما متهمیم” علی شریعتی) چاپ تهران، سروش، ۱۳۵۹ ه ش.

۱۳-شەرحی دیوانی مەلای جزیری (شرح دیوان ملای جزیری، جزیری به کوردی سورانی، چاپ، تهران، سروش، ۱۳۶۱ ه ش. )

۱۴-قورئانی پیرۆز بە کوردی( ترجمه‌ی قرآن به کردی چاپ تهران) تازه نگاه –احسان، ۱۳۸۰ ه ش.

۱۵-ترجمه‌ی مجموعه «قانون در طب» بوعلی سینا، شامل۵ کتاب در ۷مجلد انتشارات سروش منتشر کرده است.

۱۶-پینج ئه‌نگوست ده‌بنه یه‌ک مست(ترجمه‌ی پنج انگشت یک مشت است) اثر بریژیت ونگور بورسکی از فارسی، چاپ تهران، کانون پرورش فکری کودکان و جوانان، ۱۳۶۲ ه .ش. چاپ دوم، انتشارات تازه نگاه، تهران، ۱۳۸۰ ه ش.

۱۷-ئاری برا، وا ڕابرا(ترجمه‌ی آری این چنین بود برادر) اثر دکتر علی شریعتی از فارسی به کردی، ۱۳۵۸ه ش.

۱۸-عیرفان، به‌رانبه ری ئازادی( ترجمه‌ی عرفان، برابری، آزادی) اثر دکتر علی شریعتی، چاپ تهران، سروش، ۱۳۵۹ ه ش

۱۹-ترجمه‌ی آثار البلاد و اخبار العباد به فارسی، اثر زکریا بن محمد بن محمود القزوینی، چاپ تهران، اندیشه، ۱۳۶۶ه ش.

   

همراه با ماموستا عباس حقیقی(شاعر بوکانی)


آثار منتشر نشده:

۱. تاریخ سلیمانیه، ترجمه از عربی به فارسی

۲. روابط فرهنگی ایران و مصر، ترجمه از عربی به فارسی

۳. فرهنگ فارسی به کردی. (ترجمه‌ی فرهنگ عمید)


همراه با ملا محمد ربیعی




منابع مورد استفاده:

-اینتترنت

-صفحه فیس بوک آقایان:ابراهیم قزاق-ناصر سینا-ساکار صوفی زاده و صفحه عکسهای تاریخی کرد و کردستان(خانی موکریانی)

کلیه اسامی  عینا کپی شده .صحت و سقم اسامی و اطلاعات مربوط به عکسها و مطالب بر عهده نویسندگان آن می باشد.


گفت و گوی استاد عبدالرحمان شرفکندی (هه ژار) با کیهان فرهنگی:(بر روی ادامه مطلب کلیک نما یید) 

جمعه 15 آبان‌ماه سال 1394

صید ماهی در دریاچه سد مهاباد

صید ماهی هر ساله از اوایل شهریور آغاز و تا اواخر اردیبهشت که فصل تخم ریزی ماهیان شروع میشود،ادامه دارد.

در سد مهاباد انواع ماهی های بومی و غیر بومی همچون زرد ماهی،سفید رودخانه ای،کپور،سیمبرگ،فیتو فاک،آمور  و.....وجود دارد.



بیش از 40نفر در قالب یک تعاونی صیادی هر ساله بیش از 200 تن از این ماهیان را صید و در بازاراهای مختلف ایران بفروش میرسانند.

این افراد در ماههایی که صید صورت نمی گیرد در خانه ساخته شده در کنار آب به تعمیر و نگهداری وسایل صید پرداخته و در طول شبانه روز مشغول نظارت  در اطراف سد جهت جلوگیری از صید غیر مجاز می باشند.



در کنار سود و منفعت اقتصادی صید و نیز ایجاد اشتغالزایی برای نزدیک به 250 نفر بصورت مستقیم و غیر مستقیم باید خاطر نشان کرد که صید ماهی های گیاه خوار و لجن خوارباعث افزایش جلبک ها در آب سد شده و عبور و مرور قایقهای موتوری نیز موجب آلودگی آب شده است.



البته صید ماهی توسط شیلات بصورت انبوه و گاهی بی رویه موجب گلایه و دل آزردگی شهروندانی شده که برای تفریح و سرگرمی برای صید ماهی بوسیله قلاب و لنسربه کنار سد می آیند ودست خالی بر می گردند!



دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394

زیر گذر دکتر شهیری

ساخت زیر گذر دکتر شهیری که عملیات ساخت آن ازحدود 4ماه پیش(24 اردیبهشت) آغاز شد به مراحل پایانی خود رسید.



این زیر گذر که در چهار راه کانون و در محل قبلی میدان دکتر شهیری واقع شده نقش موثری در کاهش بار سنگین ترافیک دراین نقطه از شهر خواهد داشت.

وجود بازارچه اصغری ومراجعه تعداد زیادی از مسافرین وخریداران بویژه در روزهای آخر هفته و تعطیلی موجب ایجاد ترافیک و شلوغی خیابان میشد که با بهره برداری از این پروژه مهم که  پیشرفت فیزیکی آن کاملا مشهود است،این مشکل تا حد زیادی حل خواهد شد.



هزینه اجرای آن 35 میلیارد ریال می باشد و بناست تا پایان شهریور ماه امسال این پروژه به بهره برداری برسد.

پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1394

فوتبال دهه 60مهاباد(5)


نشسته از راست:1-ناصر صالحیان2-کاوه اقرعی(جلوی پیراهن سفید)3-عباس صالحیه4-جعفر خضر پور5-صلاح اقرعی6-ستار رحمانی7-کریم محمد امینی8-لقمان کریمی9-.......
ردیف دوم از راست:1-شهیدخسرو تکمه چی2-کمال برنجی(پیراهن سفید)3-منصور کریمی(پیراهن قرمز -دروازه بان)4-کیوان زرگه(دست روی چانه)5-سیامک سجادی6-طه قادریان(پشت سر سیامک سجادی-چهره کمی مشخص است)7-شهید جلال محمودی (پشت سر طه قادریان -نیمه ایستاده)8-لقمان شریف زاده(کنار سیامک سجادی)9-شهید کامران چالاکی10-کاوه زرگه (نیمه ایستاده-پشت سر لقمان شریف زاده-شهید کامران چالاکی)11-سالار اقرعی12-کمال بلادی(ایستاده -پشت سر سالار اقرعی)



نشسته از راست به چپ:1-کاوه بابان زاده2-احمد بحری3-.........4-سالار اقرعی5-کیوان زرگه6-مرحوم شهاب نعلبندی7-رحمت کریمی8-لقمان شریف زاده
ایستاده از راست به چپ:1-نادر خاوریان2-لقمان کریمی3-انور هنوکه4-صلاح سلیمیان5-کمال برنجی6-قاسم زاهد7-صلاح اقرعی8-........9-مسعود آلانی آذر



تیم آرش-بهار1362

ایستاده از چپ:جعفر لاویی(سرپرست)-کاوه زرگه(مربی)-مسعود آلانی آذر-......-صلاح اقرعی-صلاح سلیمیان-قاسم زاهد-سالار اقرعی-کمال برنجی-احمد بحری-کاو ه بابان زاده

نشسته از چپ:لقمان شریف زاده-رحمت کریمی-مرحوم شهاب نعلبندی-کیوان زرگه-کمال بهرامی-انور هنوکه-لقمان کریمی-نادر خاوریان







در عکس بالا:مصطفی خسروی-منصور -سلیمان محمودی-مصطفی خاتم پور -کریم سیمانی -عبدالله اقرعی-صلاح قاصدی -جلال آفتابی-سعیدکامیاب-پرویزخامچی(رونویسی از پشت عکس)

دیدار دوستانه سحر -نیشتمان



در عکس بالا مرحوم اسماعیل شرافتی-عبدالله اقرعی-مسابقات فوتبال تیم های کلنی استان- سال1359  ‏



دیدار دوستانه سحر -نیشتمان

از راست:عبدالله اقرعی-کریم سیمانی-کاوه زرگه



کاوه زرگه-عبدالله اقر عی

دیدار دوستانه سحر -نیشتمان



کاوه زرگه-عبدالله اقر عی

دیدار دوستانه سحر -نیشتمان


دوشنبه 29 تیر‌ماه سال 1394

روستاهای مهاباد-دهبکر(8)

روستای دهبکر در 16 کیلومتری غرب شهر مهاباد،بخش مرکزی-دهستان مکریان غربی واقع شده است.شامل 82 خانوار و 539 نفر جمعیت می باشد.


(جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد روستاهای مهابادبه کتاب "فرهنگ روستاهای مهاباد"تالیف:آقایان هرمان وطمانی-زانکو خلیفه مراجعه شود)


عکس زیر:دهبکر سال1340......از فیس بوک آقای فریدون حکیم زاده

عکسها ی زیر :سال 1390








پنج‌شنبه 11 تیر‌ماه سال 1394

شنا در دریاچه سد مهاباد

شاید بهترین راه ممکن برای درامان ماندن از گرمای طاقت فرسای این روزهای تابستان و خنک شدن بدن انجام شنا در آبهای پاک و تمییز باشد.هر ساله با فرارسیدن فصل گرما و افزایش دما،مردم مهاباد و بویژه جوانان مقصدشان سد زیبا و چسبیده به شهر مهاباد است.ساعاتی را جهت شنا و همچنین گذران اوقات فراغت در این مکان سپری می کنند و با جسم و بدنی شاداب و سرحال به فعالیتهای روزمره خود ادامه می دهند.ورزشی کم خرج و مقرون به صرفه که علاوه بر خنک شدن بدن می تواند نقش موثری نیز در سلامتی انسان داشته باشد.افرادی که دارای بیماری پوکی استخوان ، مشکلات مفصلی،استرس ،فشارهای عصبی هستند پرداختن به شنا از راههای مفید و سالم برای درمان آنها می باشد.جوانانی که به خوش هیکل بودن و خوش ترکیب ماندن و افزایش توان و قدرت بدنی علاقه زیادی دارند نیز این ورزش پیشنهاد می شود.




شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1394

ماهواره ای شدن شبکه مهاباد

پخش ماهواره ای شبکه مهاباد از روز جمعه ( یکم خرداد) بر روی ماهواره عرب سات (بدر) بر روی فرکانس 12322 ویرتیکال 27500 شروع بکار کرد .


شروع پخش:ساعت 14الی24


کانال مهاباد بر طبق روال مرسوم فعلا پخش آن در مرحله آزمایشی قرار دارد و به دلیل فرمت MPEG4 تنها از طریق رسیورهای HD  قابل دریافت است.

ماهواره ای شدن سیمای مهاباد،می تواند نقش مهم و ارزنده ای در شناساندن هر چه بیشتر جاذبه های گردشگری و سیاحتی این شهر و اطراف آن داشته و موجب پیشرفت قابل ملاحظه ای در جذب گردشگران داخلی و همچنین خارجی به این شهرستان زیبا و دیدنی باشد.



شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1394

ریواس مهاباد

ریواس از گیاهان خوراکی پرطرفداره که در فصل بهار در ارتفاعات اطراف مهاباد و شهرهای همجوار  روییده میشود.مردم شهر و مسافران بسیاری خود را به محل فروش این گیاه خوشمزه و خوش طعم در محل اصلی فروش آن که جنوب شهر و اطراف میدان ساعت است،می رسانندو بسیاری آنرا به عنوان سوغاتی با خود به شهرشان برده و یا برای دوستان و آشنایان که دور از شهر مهاباد هستند،می فرستند.

ریواس دارای برخی عناصر مانند پتاسیم - کلسیم است و از نظر ویتامینها نیز تا حدودی غنی است. دمبرگ ریواس که بخش قابل استفاده آن است دارای مقداری اسیدهای آلی مانند اسید مالیک است که برای رفع تشنگی و آسان کردن هضم غذا سودمند است. همچنین در طب سنتی ریواس برای دفع بعضی از باکتریهای مضر استفاده می‌شود.

البته مصرف بیش از اندازه ریواس به دلیل دارا بودن مقادیر زیادی اکسالیک اسید که برابر با ۴۶۰ میلی گرم در هر ۱۰۰ گرم می باشد باعث جلوگیری از جذب کلسیم و منیزیم توسط بدن می شود و باعث پوکی استخوان میشود. مقدار مجاز مصرف اکسالیک اسید در روز ۱۰ گرم برای بزرگسالان و ۳ تا۴ گرم برای کودکان می باشد. که این مقدار برابر است با چندین کیلوگرم ریواس، درنتیجه ریسک ابتلا به پوکی استخوان به دلیل مصرف ریواس بسیار کم می باشد. همچنین مصرف بیش از حد مجاز اکسالیک اسید موجود در ریواس باعث آسیب رساندن به دستگاه گوارش و کلیه ها نیز می شود.(منبع:ویکی پدیا)



دوشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1394

روستاهای مهاباد-شیلان آباد(7)

روستای شیلان آباد در 10 کیلومتری شمالشرقی شهر مهاباد،بخش مرکزی-دهستان آختاچی غربی و در منطقه محال واقع شده است.شامل 34 خانوار و 161 نفر جمعیت می باشد.

گرچه زادگاه استاد هیمن (شاعر نامی کرد)روستای لاچین واقع در شمال شیلان آباد بود ،ولی ایشان بعد از مدتی اقامت در لاچین به شیلان آباد نقل مکان می کند و سالها از عمر خویش را در این روستا بسر بردند.


(منبع:کتاب "فرهنگ روستاهای مهاباد"تالیف:هرمان وطمانی-زانکو خلیفه)











عکس بالا:محل زندگی استاد هیمن




جمعه 14 فروردین‌ماه سال 1394

تصاویری از روز 13 بدر "مهاباد"

تفرجگاه "دره حاجی مامیان"









یکشنبه 9 فروردین‌ماه سال 1394

برپایی نمایشگاه فرهنگ و سنن کردی در تالار وحدت شهرداری مهاباد

نمایشگاه فرهنگ و آداب و سنن کردی

6الی12فروردین-تالار وحدت شهرداری مهاباد

ساعات بازدید:صبح 9تا 12......بعد از ظهر16تا20:30

عکسها:عصر امروز....جمعه1394.1.7




این نمایشگاه بمنظور  آشنایی عموم با فرهنگ و سنن پیشین منطقه دایر شده و مشتمل بر 13 غرفه اعم از صنایع دستی، وسایل بازی، آشپزی، کشاورزی،  لباس محلی، اجرای موسیقی و تابلوهای نقاشی می باشد.




وسایل مختلفی که در گذشته یی نه چندان دور از آنها استفاده شده همچون ابزار آلات کشاورزی ، دامداری ،وسایل مورد استفاده در منازل و نحوه پوشش و .....در این نمایشگاه در معرض نمایش گذاشته شده است.





مسلما دایر نمودن چنین نمایشگاهی با وجود مشکلات عدیده یی همچون سالن نمایش،حمل و نقل ونگهداری وسایل و ....جای تشکر و تقدیر بسیار از برگزارکنندگان آن دارد و انتقاد به کمبودها و موارد دیگر در چنین شرایط و امکانات محدود شاید مقداری کم انصافی و بی مهری نسبت به این عزیزان باشد.دست مریزاد!